پيام
+
امروز براي نماز مغرب ب حرم رفتم, توي صحن طلاي بي بي , پر از نواي حيدر بود ماشاءالله ... و مدام زسر لب الحمدلله گفتم بخاطر عيد ولايت ... ازينکه امروز يکسري اعمال فردي و اعمال اجتماعي داشت , کمي در تفکر و تامل بودم ... و اينکه اين اعمال نشان دهنده اينه که شيعه بودن حساب کتاب داره , نه اينکه اسم شيعه رو فقط ب يدک بکشيم. و اينکه واقعا کمي فکر کنيم چه تاثيري اين اعياد بر انسان داره
جبهه مقاومت اسلامي
96/6/25
کفش هاي مکاشفه
همين طور ب شور دسته ها نگاه ميکردم و رفتم در صف نماز جماعت ... قبل اينکه نماز شروع بشه , يه خانم ميانسالي با لهجه خاصي بهم گفت؛ ميخواي نماز بخوني؟ / منم از لهجه شيرينش لبخند زدم و گفتم ؛ بله .../ گفت : مسافري؟ / گفتم : نه, قم ساکنم . / و کنارم نشست .
کفش هاي مکاشفه
گفتم بشينيد جا هست :) , بهش گفتم؛ ببخشيد شما کجايي هستيد؟ لهجتون شبيه لهجه خانم پيرزنه تو سريال زن بابا هست .. گفت : آها اون پيرزنه تو فيلم جيب بر ...؟ ميدونم کيو ميگي, اون مادر شهيده , البته منم مادر شهيدم.
کفش هاي مکاشفه
گفتم؛ شما ک خيلي جونيد حاج خانم, آها شهيد مدافع ؟/ گفت: نه, شهيد دفاع مقدس, 16 سالش بود شهيد شد , همين جا, تو همين صحن آينه براي پيکرش نماز خوندم. با لبخند ادامه داد؛ البته يکي از پسرامم الان مدافعه
کفش هاي مکاشفه
گريم گرفت و گفتم ؛ بقربان دلتون, چه دلي داريد ... از سجادش يه جانماز برداشت و زير مهرم گذاشت , گفتم مچکرم , زحمت نکشيد حاج خانم .... برگشت رو ب من و گفت ؛ تو فيلم مختار ديدي که مادر وهب گفت هديه اي ک از خدا گرفتيم پس نميگيريم ؟ / گفتم ؛ بله / گفت؛ خب , اينم يه هديه در قالب يه تيکه گوشته از جانب خدا ک بهم داده, منم اونو به خدا با صحت و سلامت در راه خدا ميدم.
کفش هاي مکاشفه
تو مخيله ام نمي گنجيد و گريه ميکردم. ازش خداحافظي کردم. و باز هم با خودم فکر کردم که خدا براي هر کسي يه رنج خاصي ميذاره بسته ب طاقتش ... که اين رنج عين لطف الهي هست.
*آذرخش*
اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا
انديشه نگار
زيارتتون قبول.
کفش هاي مکاشفه
{a h=iman220} آذرخش {/a} ان شاءالله
کفش هاي مکاشفه
{a h=yajaavad}انديشه نگار{/a} مچکرم, ان شاءالله قسمت شما
در انتظار آفتاب
:'(
انديشه نگار
{a h=nostalgic2}کفش هاي مکاشفه{/a} سلامت باشيد من هم سه روز پيش خدمت خانم بودم :)...هنوز در هواي حرمشون نفس ميکشم..@};- .