بخش های مرتبط
پيام‌هاي ارسالي
ساعت ویکتوریا

کفش هاي مکاشفه

+ [تلگرام] در جايي ديدم ک نوشته بود اگر زندگي تان يک کتاب بود اسمش را چه مي گذاشتيد؟ يکي گفت:گاهي شيرين, گاهي تلخ يکي ديگر؛ مصيب نامه ديگري با خنده گفت؛ محمدنامه زني گفت؛ يک قدم مانده ب خوشبختي زني ديگر؛ بر باد رفته مردي از اين ميان فرياد زد؛ خاطراتي براي نخواندن مردي ديگر؛ اگر دست خودم بود ترجيح مي دادم ب دنيا نيايم. يکي ديگر: در آسمان ها ديگري؛ در درياها ديگري؛ احب الله من احب الحسينا و ديگري؛ سرگذشت از سرگذشت و جواب هاي بيشماري از زندگي و اما من!! تمام اينها را در تو خلاصه مي کنم نام زندگي من در تو خلاصه مي شود و اسمش روياي يک شب پاييزي کتابي ک طراوتش پر از وجود توست و يک نفر هست ک تصدق تمام لحظه هايش مي رود.
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید

کفش هاي مکاشفه

+ [تلگرام] من يک زنم يک زن پرحاشيه با فجايع نفس گير زندگي آموخته ام ک تحمل کنم پشت گريه هايم پنهان شوم و خنده هايم را گاهي جا بگذارم در پستوي اتاق!! ليلي، شيرين، وِيْس، منيژه، عذرا، ژُوليت و هزار معشوقه‌ي ديگر
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
کفش هاي مکاشفه
و هزار معشوقه‌ي ديگر در چشمانم چُرت مي‌زنند! برهان هاي نظم هم حتي در پريشاني ام در مانده اند , پريشاني ام مسريست , لطفا ب من نزديک نشويد
کفش هاي مکاشفه
نوشته هاي من از چند چيز تشکيل شده, ممکنه تلفيقي از ترانه, مستند, فيلم , و يا ادبيات شاعري باشه ... پس گمانهاي بد و حالات مريض گونه لطفا ممنوع ... چون اين پستهام در اينستا هم گذاشته ميشه. اوکي؟
کفش هاي مکاشفه
الان اين نووشته ام , از ديالوگ پايتخت, از اسم يه کتاب, از ترانه زدي پر مسيح و آرش و از ادبيات جناب تردامن تلفيق شده ... و چينش ادبيات من ... اين توانايي رو دارم ک از يه کلمه داستان بسازم. اينو گفتم بدونيد ک اگه سوءبرداشت بشه. کلا ميرم اينستاها, حواستون باشه :-|

کفش هاي مکاشفه

+ [تلگرام] من از ديرباز تو را در لابلاي اوراق کهنه ي عشاق جستجو مي کنم سرگذشت تو را پيش از آنکه متولد شوي شاعران قرن هاي کهن در ديوان هاي شعرشان نوشته اند نمي بيني عاشقانه هاي امروزت را از برم!!؟
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید

کفش هاي مکاشفه

+ [تلگرام] جان دلم من جديدا ب اکتشافات جديدي رسيده ام ب يک تؤري جديد تؤري انتخاب نه مثل تؤري انتخاب ويليام گلاسر با ترجمه ي فلاني تؤري انتخاب من نياز ب هيچ ترجمه اي ندارد انتخاب تو!! از سر شوق !! عشق!! شور !! فلسفه!! هيجان!! سياست!! دين!! بيا جلوتر بيا نترس نترس جلوتر مي خواهم در گوشت چيزي بگويم نزديک تر جانم خب همين جا خوب است جان دلم! بوسه‌ام را کُنجِ يقه ات جا گذاشته ام... پنهانش کن جاي بوسه‌ام لو مي‌رود!
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
+ [تلگرام] مجنون فرهاد رامين بيژن وامق خسرو رومئو اتللو و فهرست تمام عشاق جهان در چشمانت عشق را چرتکه مي اندازند.
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
اصلي ، کرم، سامانچي قيزه،...
+ [تلگرام] عاشق اين بودم ک اربعين برم کربلا هر وقت صداي لبيک يا حسين رو از تو تلويزيون مي ديدم, دلم مي شکستو شروع ميکردم هاي هاي گريه کردن! تا اينکه امسال قسمتم شد با تمام سختي هاي تو راه اما خيلي جانان و لذت بخش اول سامرا بعد کاظمين بعد کربلا اما روز آخري هر چقدر خواستيم بريم نجف, قسمت نشد. حتي تو ماشين عراقيا تا حله هم رفتيم اما همه صدا ميکردن؛ مهران مهران ... پيش خودم ميگفتم امسالو برم شايد سال ديگه قسمت نشد بخاطر يه سري کارا! اما بازم دلم لهله ميزنه براي رفتن! از الان! انگار ن انگار آبانماه اونجا بودم … يادم باشه ايندفه اگر خدا بخواهد و عمري بماند در آغاز زيارتم برسم خدمت آقاجانم اميرالمونين علي عليه السلام عرض ارادتي کنم شروع کنم ب زيارت کردن بارگاه با ابهتش و تمام گريه هامو خالي کنم. و بعد هم کربلاؤ بعد هم سامرا و کاظمين هر چقدر ک راه دور باشهو سختي زياد ب جون ميخرم. و اگر خدا بخواد نذرهامو ادا کنم. نذرهامو ادا کنم. نذرهامو ادا کنم.
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
مادر هما
سلام سادات جان.. ان شا الله قسمت هر ساله ي شما باشه و توفيق زيارت حرم حضرت علي (ع)
:) خوش به سعادتتون...
همه 6 نظر
ان شاء الله که قسمت بشه.
من.تو.خدا
ان شاءالله با هم......
+ [تلگرام] دريا جان عاشقت بودم دل داده ات مجنون تر از ليلي شيرين تر از فرهاد در تمام موجهايت عشق بازي کردم تو مرا در آغوشت غرق مي کردي و ناگهان وقتي نفسم بند مي آمد موجهايت سربزير مي شدند و لب ب لب من مي ايستادند شوکي مصنوعي مي دادند تا نفسي تازه کنم نفس تازه مي کردمو و دوباره من و هم آغوشي موجهايت عشق بازي از سر شوق و تا عمق آبهايت ميرفتمو با عشق سربلند ميکردمو و دوباره نفسي تازه !! درياجان! چرا امروز از دنده ي چپ بلند شده اي؟ مثل اقيانوس نا آرام جنوبي!! سخت ديکتاتور باور کن کشتي هايم غرق مي شود! و چشم هايم در عمق اقيانوست، بسته! ديگر از تو ميترسم. تو يک تروما براي من هستي. دريا جان مي داني! اصلا من ب آمارت مشکوکم, ب برخورد کشتي هايت ب سيگنال قطع شده ي بالاي سرت ب مه غليظ اطرافت! غريبه پرست شده اي درياجان! مگر مي شود ک آدمهاي غريبه ي يک کشتي جان سالم ب در برند اما ب کشتي آشنا, دهن کجي کني و در تو غرق شود. درياجان ببخش! من ب تو مشکوکم گمان دارم مردان سياست تو را کوک کرده اند خواهشي از تو دارم دريا جان! لطفا ازين ب بعد آرام باش مه هايت را کنار بزن و مثل هميشه آبي همگام با وصل سيگنال هاي محبت و زندگي.
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
مادر هما
قشنگ بود ..
+ [تلگرام] اسالم ب خلخال تکه اي از بهشت اما من در تکه اي ديگر از بهشت زندگي مي کنم ب نام قم.
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
انقد دوس دارم يروز برم اينجا
{a h=maysan}در انتظار آفتاب{/a} منم :)
بعدی همه 18 نظر قبلی
{a h=peiam}پيام رهايي{/a} :) پس اگه اينجا رفتين, خوشبحالتون
{a h=peiam}پيام رهايي{/a} چه عالي. فکر نمي‌کردم کسي از بهشت فيد بزنه :)
+ #داستان_کوتاه: شانزده سالم بود که از "مرضيه" خوشم اومد. چند خونه اونورتر از ما زندگي مي کردن؛ اونوقتا مثل حالا نبود بشه بري جلو و اقرار کني ... که عاشق شدي؛ عشق رو بايد ذره ذره ميرختي تو خودت؛ شب ها باهاش گريه ميکردي صبح ها باهاش بيدار ميشدي و گاهي مي برديش سرکلاس. "مرضيه" دو سال بعدش شوهر کرد. 20 سالم که شد از همکلاسيم خوشم اومد. خيلي شبيه "مرضيه" بود رفتم جلو و بهش گفتم دوسش دارم؛
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
ولي قبل از من يکي تو زندگيش بود! تو 25 سالگي از همکارم خوشم اومد؛ تن صداش عجيب شبيه "مرضيه" بود. تو 30 سالگي از دختر مستاجرمون؛ که شبيه "مرضيه" مي خنديد , تو 40 سالگي از کارمند بانک اونطرف خيابان که موهاشو مثل "مرضيه" ... از يه طرف ميريخت تو صورتش , مي ترسم "مرضيه" خيلي مي ترسم , هشتاد يا صد سال ام بشه , همش تو رو ببينم که هر بار يجوري داري دست به سرم ميکني .. #حميد_جديدي
اي بابا :)......جالب بود @};-
همه 6 نظر
چقد داستان قشنگ بود !!! در واقعيت و زندگي روزمره هم همينطوره:)
من.تو.خدا
هيييي....:'(
+ ديگر نه صداي نرجسکان ديوار همسايه مدهوشم مي‌کند, نه هيچ آواز عاشقانه‌ي دوري ! آن سوي پنجره برفي سنگين مي‌بارد, اين سوي پنجره باران , بزن باران ! ب نام هر چ اندوه , بزن!
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
نرجسها مگه صدا دارن دوست عزيز؟:)
http://emozionante.parsiblog.com/Feeds/11919281/
بعدی همه 10 نظر قبلی
{a h=nostalgic2}کفش هاي مکاشفه{/a} ممنون که خونديد :) @};-
{a h=emozionante}.: فاطمه بانو :.{/a} مچکرم :) @};-
+ [تلگرام] در شهر من اين نيست راه و رسم دلداري بايــد بفهمــم تا چــه حـــدي دوستم داري موسي نباش اما عصا بردار و راهي شو تا كـي تـو بايد دست روي دست بگذاري
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
بيزارم از اين پا و آن پا كردنت اي عشق! / يا نوشدارو باش يا زخمـــي بـــزن كاري /من دختري از نسل چنگيزم كه عاشق شد / بيگانـــه بـــا آداب و تشريفــــات دربـاري / هركس نگاهت كرد چشمش را درآوردم / شد قصـــه ي آغـا محمدخـان قاجــاري! / آسوده باش، از اين قفس بيرون نخواهم رفت / حتـــي اگـــر در را برايـــم بـــاز بگذاري
چون شعر هرگز از سرم بيرون نخواهم كرد / بايـد بـــراي چــــادرم حـرمت نگــــه داري / تو مي‌رسي روزي كه ديگر دير خواهد خود / آن روز مجبوري كـــه از من چشم برداري
همه 7 نظر
{a h=banoyedashteroya}مادر هما{/a} :)
مادر هما
{a h=nostalgic2}کفش هاي مکاشفه{/a} :)@};-
+ تمام بعداز ظهرهايم را, در چرخه ي اضطراب و افسردگي, ب خودم ب ديوار ب اتاق ب کوچه ي کناري خانه ي مان زل زدم, رنجش از احساسم, از ساده گي ام, از داغ کردن دين, از بازيچه کردن خداوند, و اينهمه تناقض هاي چالش برانگيز, چالش افسردگي ام را فوران کرده, بايد يک ويزيت رواندرمانگري براي واژگون کردنم , براي خودم بنويسم, نياز ب تحول دارم.
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
من.تو.خدا
:'(
ان شا الله درست ميشه
مادر هما
:(
+ [تلگرام] مگه ميشه از فيلتر شکن استفاده نکني چقد دزدکي کيف داره هااا بياي پارسي خدااافظظ
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
خير مقدم. زيارت قبول. پس چقدر دير؟
مچکرم بانوجان :) ان شاءالله قسمت شما …… چي چرا دير؟ دزدي کردنم :D گفتم ديرتر شريک شم ديگه
بعدی همه 13 نظر قبلی
{a h=nostalgic2}کفش هاي مکاشفه{/a} خدا حفظشون کنه و توفيقاتشونو زياد کنه
{a h=emozionante}.: فاطمه بانو :.{/a} ان شاءالله
+ چطور ب صفحه دوم از پيام هام برم !؟ نسخه ي قديم يه مستطيلي اون بالاي صفحه داشت ک شماره ميزديمو ميرفتيم ... الان بايد از کجا رفت تا پيام هاي قبليمونو ببينيم!؟ اين جناب مهندس اسپايکارو ببينم خفه ش کنم :-/
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
يني سه ساعته دارم صفحه رو زيرورو ميکنم :-/ کجاااااست!؟ … ايييشششش :-|
براي رفتن به صفحه دوم نيازي به زدنه گزينه اي نيست شما تا آخر پيام ها بيايد پايين بعد يه دايره هست ميچرخه و صفحه قبلي رو باز ميکنه:)
همه 8 نظر
اسپايکا
:) @};-
{a h=advanced}اسپايکا{/a} :)
+ آن روزها نام مرا حتي نمي دانست من عاشقش بودم ولي گويا نمي دانست من مشت خود را باز کردم خط به خط خواندم انگار او چيزي از اين خط ها نمي دانست با خود کلنجار عجيبي داشتم آيا از عشق مي دانست چيزي يا نمي دانست؟ هي خواب مي ديدم که در گرداب مه رويم اما کسي تعبير رؤيا را نمي دانست رمال هم از آينه چيزي نمي فهميد از سرنوشتم نقطه اي حتي نمي دانست
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
من تاجر ابريشم روياي او بودم / سرگشته اش بودم ولي "ديبا" نمي دانست / يک شب برايش تا سحر"گلپونه ها" خواندم / تنها به لبخندي مرا ديوانه مي دانست / فرداي آن شب رفت فهميدم که معناي / "من مانده ام تنهاي تنها"را نمي دانست
چراغ جادو